
سلام دوستان خوبم.اميدوارم كه حال همتون خوب باشه و ايام به كامتون.
راستش رو بخواين قصد نداشتم تا بعد از عاشورا و تاسوعاي حسيني آپ كنم.
ولي نمي دونم اگر يه همين جا رو هم نداشتم تا خودم رو خالي كنم و حرف دلم رو
با زبون بي زبوني بگم يا دلم مي تركيد يا سخن دل مي مرد.
دنياي ما خيلي دنياي بي وفاييه مگه نه؟
اي بابا تا حالا به كي وفا كرده كه به من وفا كنه؟
حتي به امام حسين با اون همه كمالاتش. وجناتش.صداقتش . طهارتش و… وفا نكرد اونوقت به منه بي مقدار؟
گفتي غزلي بگو. چه بگويم مجال كو؟
شيرين من. براي غزل شور و حال كو؟
پر ميزند دلم به هواي غزل ولي
گيرم هواي پر زدنم هست. بال كو؟
گبرم به فال نيك بگيرم بهار را
چشم و دلي براي تماشا وفال كو؟
تقويم چهار فصل دلم را رقم زدم
آن برگهاي سبز سر آغاز سال كو؟
رفتيم و پرسش دل ما بي جواب ماند
حال سؤال و حوصله قيل و قال كو؟
![]()
دلم مي خواد حالا كه دلم گرفته يكي از آهنگهاي قشنگ رو با هم زمزمه كنيم و اون رو تقديم مي كنم به تنها ترين لحظه تنهايي خودم.انشاءلله كه شما ها هيچ كدومتون تنهايي به سراغتون نياد.
ولي اگرتنهاي تنها هم بشيم باز هم خدا هست
ميدونم برات عجيبه اين همه اصرار و خواهش
اينهمه خواستن دستات. بدون حتي نوازش
مي دونم كه خنده داره واسه تو گله دردم
ميگذري از من و ميري اما من باز بر مي گردم
مي دونم برات عجيبه من با اون همه غرورم
پيش همه بد يهام. چه جوري بازم صبورم
ميدونم واست سؤاله كه چرا پيشت حقيرم؟
دور ميشي من و نبيني باز سراغتو مي گيرم
مي دوني چرا هميشه من بدهكار تو ميشم
وقتي نيستي هم يه جوري با خيالت راضی مي شم
مي دوني واسه چي از تو رو ميگردونم. مي خندم؟
تو نبيني گريه هامو. هر دو چشمامو ميبندم
چاره اي جز اين ندارم. آخه خون شدي تو رگهام
مي ميرم اگه نباشي. بي تو من بد جوري تنهام
مي دونم يه روز مي فهمي. روزي كه دنيارو گشتي
من چه جوري تو رو خواستم. تو چه جور ازم گذشتي؟
و حرف آخر:![]()
اي تنهايي اين رو بدون. كه براي كشتن يك پرنده يك قيچي كافيست. لازم هم نيست آن را در قلبش فرو كني. يا گلويش را با آن بشكافي. ………….
پرهايش را بزن………..پرهايش را بزن. خواهي ديد كه خاطرات پريدن با او كاري مي كند كه خودش را به اعماق دره ها پرت مي كند.
شما عزيزان نظرتون چيه؟ ![]()
ممنونم.![]()
