
سوزي نهان ز داغ غمت دارم اي حسين
باشد گواه.ديده خونبارم اي حسين
افتاده ام ز پا و دل از دست داده ام
دستم بگير گرچه گنهكارم اي حسين
راهي نما به سوي خود اي قبله گاه عشق
از زندگي بدون تو بيزارم اي حسين
در بند عشق اسيرم و راهي نمي برم
چشم انتظار لحظه ديدارم اي حسين
چشم اميد به سوي تو دارم به اشك و آه
تا جلوه اي كني به شب تارم اي حسين
مگذار بر روي آب كشم نقش خاطرت
بگذار سر به قلبت بگذارم اي حسين
در آرزوي وصل تو از بس گريستم
از هم گسست رشته افكارم اي حسين